die Startreihenfolge
ترتیب شروع، نوبت آغاز
Bedeutungen
1
ترتیبی که در آن شرکتکنندگان، تیمها یا وسایل نقلیه در یک مسابقه یا رویداد شروع میکنند.
- Die Startreihenfolge wurde durch Los bestimmt.ترتیب شروع با قرعهکشی تعیین شد.
- Wegen des schlechten Wetters wurde die Startreihenfolge geändert.به دلیل هوای بد، ترتیب شروع تغییر کرد.
- Der Rennfahrer war mit seiner Startreihenfolge unzufrieden.راننده مسابقه از ترتیب شروع خود ناراضی بود.
2
ترتیب اجرای مراحل یا وظایف در یک فرآیند یا پروژه.
- Wir müssen die Startreihenfolge der Aufgaben festlegen.ما باید ترتیب شروع وظایف را مشخص کنیم.
- Die Startreihenfolge der Software-Module ist entscheidend für die Leistung.ترتیب شروع ماژولهای نرمافزاری برای عملکرد حیاتی است.
- Die genaue Startreihenfolge der Bauarbeiten wurde im Plan festgelegt.ترتیب دقیق شروع کارهای ساختمانی در نقشه مشخص شده بود.