das Startsignal
سیگنال شروع، علامت آغاز
Beispiele
- Sie kauert in die Startblöcke, hebt den Hintern, der Coach gibt das ''Startsignal,'' fast sieht es aus, als falle sie hin, aber dann fängt sie sich auf und beschleunigt ansehnlich.او در بلوکهای شروع خم میشود، باسن خود را بالا میآورد، مربی 'سیگنال شروع' را میدهد، تقریباً به نظر میرسد که او زمین میخورد، اما سپس خود را جمع میکند و به طرز چشمگیری سرعت میگیرد.