اسم
ترافیک سنگین، راهبندان، گرفتگی
جملات نمونه برای Stau:
Knapp nach Geschäftsbeginn entstand an den Drehkreuzen ein ''Stau.''
بلافاصله پس از شروع ساعت کاری، در گیتهای ورودی ازدحام ایجاد شد.
Nach einem Unfall auf der Autobahn 1 standen hunderte Autos im ''Stau.''
پس از تصادف در اتوبان ۱، صدها خودرو در راهبندان ماندند.
Du stehst nicht im ''Stau'', du bist der ''Stau''.
تو در ترافیک نماندهای، خودت ترافیک هستی.