die Steckdose
پریز برق
Beispiele
- Wenn meine zweijährige Nichte zu Besuch kommt, muss ich alle ''Steckdosen'' kindersicher machen.وقتی برادرزاده دو سالهام به دیدنم میآید، باید تمام پریزهای برق را ایمن کنم تا برای کودک خطر نداشته باشند.
- Dincklage rückte sie ein wenig zur Seite, die ''Steckdose'' kam zum Vorschein, er stellte die Lampe auf die Kiste, brachte sie mit dem Stromnetz in Kontakt, knipste sie an: sie brannte.دینکلگه او را کمی به یک طرف هل داد، پریز برق نمایان شد، او آباژور را روی جعبه گذاشت، آن را به شبکه برق متصل کرد، کلیدش را زد: لامپ روشن شد.