die Sterbenssilbe
کوچکترین کلمه/حرف (فقط در عبارات منفی: حتی یک کلمه هم نگفتن)
Beispiele
- Ich erfuhr seine Art, auf Menschen hinzusehen: lange, solange sie eben zu sehen waren, ohne auch nur eine ''Sterbenssilbe'' über das Gesehene zu äußern;…من روش او را در نگاه کردن به مردم درک کردم: طولانی، تا زمانی که قابل دیدن بودند، بدون اینکه حتی یک کلمه در مورد آنچه دیده بود، بر زبان آورد؛...