die, das Steuer Aussprache:/ˈʃtɔɪ̯ɐ/Wortzerlegung:Steu·er اسم مالیات، فرمان معانی و تعاریف Steuer:مالیات، عوارض (آرتیکل 'die', جمع 'die Steuern')فرمان ماشین یا کشتی (آرتیکل 'das', جمع 'die Steuer') جملات نمونه برای Steuer:Wir müssen jedes Jahr Steuern zahlen.ما باید هر سال مالیات بپردازیم.Die Regierung hat die Steuern erhöht.دولت مالیاتها را افزایش داد.Er sitzt am Steuer des Autos.او پشت فرمان ماشین نشسته است.