der Steuerausfall

Aussprache: /ˈʃtɔʏɐˌʔaʊsfal/
Worttrennung: Steu·er·aus·fall
اسم

کسر مالیات، از دست دادن درآمد مالیاتی

Bedeutungen

1

کاهش یا از دست دادن درآمد مالیاتی دولت به دلیل رکود اقتصادی، فرار مالیاتی، بخشودگی‌های مالیاتی یا دلایل دیگر.

  • Die Wirtschaftskrise führte zu einem starken Steuerausfall für den Staat.بحران اقتصادی منجر به کسری شدید درآمد مالیاتی برای دولت شد.
  • Der Steuerausfall muss durch Einsparungen kompensiert werden.کسری مالیات باید با صرفه‌جویی جبران شود.
  • Die Regierung versucht, Maßnahmen gegen den Steuerausfall zu ergreifen.دولت تلاش می‌کند تا اقداماتی علیه از دست دادن درآمد مالیاتی انجام دهد.