die Steuersünde
تخلف مالیاتی، گناه مالیاتی (به معنای عدم رعایت صحیح وظایف مالیاتی)
Beispiele
- Mit anderen Fahndern wurde er vor vier Jahren aus dem Dienst geworfen - nachdem er intern gegen einen zu laxen Umgang mit ''Steuersünden'' protestiert hatte.او چهار سال پیش به همراه سایر بازرسان از خدمت اخراج شد - پس از اینکه او به طور داخلی علیه برخورد بیش از حد سهلگیرانه با تخلفات مالیاتی اعتراض کرده بود.