das Stichwort
مدخل (در فرهنگ لغت)، کلمه کلیدی
Bedeutungen
1
کلمهای که در ابتدای یک مدخل در فرهنگ لغت، دایرةالمعارف یا فهرست قرار میگیرد و موضوع اصلی آن مدخل را مشخص میکند.
- Das Stichwort 'Photosynthese' findet man auf Seite 50 des Biologiebuchs.مدخل 'فتوسنتز' را در صفحه ۵۰ کتاب زیستشناسی میتوان یافت.
- Bitte suchen Sie das Stichwort in der alphabetischen Liste.لطفاً مدخل را در لیست الفبایی جستجو کنید.
- Ein gutes Stichwort sollte prägnant und informativ sein.یک کلمه کلیدی خوب باید مختصر و آموزنده باشد.
2
کلمه یا عبارتی کلیدی که به طور خلاصه موضوع اصلی یک بحث، سخنرانی یا متن را بیان میکند و به عنوان راهنما یا یادآور عمل میکند.
- Das Stichwort für seine Präsentation war 'Nachhaltigkeit'.کلمه کلیدی ارائه او 'پایداری' بود.
- Der Lehrer gab den Schülern ein Stichwort, um sie an das Thema zu erinnern.معلم یک کلمه کلیدی به دانشآموزان داد تا موضوع را به یادشان بیاورد.
- Das Stichwort 'Künstliche Intelligenz' dominierte die Diskussion.کلمه کلیدی 'هوش مصنوعی' بر بحث مسلط بود.