der Stiefvater
ناپدری
Bedeutungen
1
مردی که با مادر فرد ازدواج کرده اما پدر بیولوژیکی او نیست.
- Ihr Stiefvater hat sie immer sehr gut behandelt.ناپدری او همیشه با او خیلی خوب رفتار میکرد.
- Er hat eine gute Beziehung zu seinem Stiefvater aufgebaut.او رابطه خوبی با ناپدری خود برقرار کرده است.
- Der Stiefvater kümmerte sich liebevoll um die Kinder.ناپدری با محبت از بچهها مراقبت میکرد.