der Stimmungskiller
ضد حال، مایه از بین رفتن شور و حال
Beispiele
- Die 0:1-Heimniederlage gegen einen keineswegs überzeugenden SV Werder Bremen hatte das Zeug zum ''Stimmungskiller,'' doch das ließen weder die Zuschauer noch der Trainer zu.شکست خانگی ۰:۱ مقابل تیم وردربرمن که به هیچ وجه قانعکننده نبود، پتانسیل این را داشت که «ضد حال» باشد، اما نه تماشاگران و نه مربی اجازه چنین چیزی را ندادند.