اسم
کاهریشه، ته ریش، ساقه بریده غلات
جملات نمونه برای Stoppel:
Die ''Stoppeln'' bohrten sich in seine Füße.
کاهریشهها به پاهای او فرو رفتند.
Nach der Ernte bleiben nur ''Stoppeln'' auf dem Getreidefeld zurück.
پس از برداشت، فقط کاهریشهها روی مزرعه غلات باقی میمانند.
Martins ''Stoppeln'' kratzten Sabine an der Lippe.
تهریشهای مارتین لب سابین را خراش داد.