der Straßenimbiss
دکه غذافروشی خیابانی، اغذیه فروشی سیار
Bedeutungen
1
یک دکه یا غرفه کوچک در کنار خیابان که غذاهای آماده و سریع مانند ساندویچ، هاتداگ یا کباب عرضه میکند.
- Wir haben uns einen schnellen Snack an einem Straßenimbiss geholt.ما یک میانوعده سریع از یک دکه غذافروشی خیابانی گرفتیم.
- Der Geruch von gebratenen Würsten zog vom Straßenimbiss herüber.بوی سوسیس سرخ شده از دکه غذافروشی خیابانی به مشام میرسید.
- Viele Touristen probieren gerne die lokalen Spezialitäten von einem Straßenimbiss.بسیاری از گردشگران دوست دارند غذاهای محلی را از یک دکه غذافروشی خیابانی امتحان کنند.