die Straßenkünstlerin
هنرمند زن خیابانی، هنرمند زن در فضای باز
Bedeutungen
1
زنی که در فضاهای عمومی و خیابانها به اجرای هنر خود (مانند موسیقی، نقاشی، شعبدهبازی) میپردازد و معمولاً از مخاطبان خود پول دریافت میکند.
- Die Straßenkünstlerin spielte wunderschön Geige und zog viele Passanten an.آن هنرمند زن خیابانی به زیبایی ویولن مینواخت و عابران زیادی را جذب میکرد.
- Wir haben der Straßenkünstlerin, die Porträts zeichnete, ein Trinkgeld gegeben.ما به هنرمند زنی که پرتره میکشید، انعام دادیم.
- Die Straßenkünstlerin sang bekannte Lieder und die Leute klatschten begeistert mit.هنرمند زن خیابانی آهنگهای معروف را میخواند و مردم با شور و شوق دست میزدند.