die Strandverkäuferin

Aussprache: /ˈʃtʁantfɛɐ̯ˌkɔɪ̯fəʁɪn/
Worttrennung: Strand·ver·käu·fe·rin
اسم

فروشنده زن در ساحل

Bedeutungen

1

زنی که در ساحل کالا یا خدماتی را به گردشگران می‌فروشد.

  • Die Strandverkäuferin bot bunte Sarongs und Hüte an.فروشنده زن ساحلی، سارونگ‌ها و کلاه‌های رنگارنگ عرضه می‌کرد.
  • Wir kauften Eis von einer lächelnden Strandverkäuferin.ما بستنی را از یک فروشنده زن ساحلی خندان خریدیم.
  • Die junge Strandverkäuferin verteilte Flyer für eine Bootstour.فروشنده زن جوان ساحلی بروشورهایی برای تور قایق‌سواری توزیع می‌کرد.