die Strandverkäuferin
فروشنده زن در ساحل
Bedeutungen
1
زنی که در ساحل کالا یا خدماتی را به گردشگران میفروشد.
- Die Strandverkäuferin bot bunte Sarongs und Hüte an.فروشنده زن ساحلی، سارونگها و کلاههای رنگارنگ عرضه میکرد.
- Wir kauften Eis von einer lächelnden Strandverkäuferin.ما بستنی را از یک فروشنده زن ساحلی خندان خریدیم.
- Die junge Strandverkäuferin verteilte Flyer für eine Bootstour.فروشنده زن جوان ساحلی بروشورهایی برای تور قایقسواری توزیع میکرد.