die Streicheleinheit

Aussprache: /ˈʃtraɪ̯çəlˌʔaɪ̯nhaɪ̯t/
Worttrennung: Strei·chel·ein·heit
اسم

نوازش، ابراز محبت (از طریق لمس)

Bedeutungen

1

عملی که طی آن فردی با لمس کردن، نوازش کردن یا در آغوش گرفتن، محبت و علاقه خود را به شخص یا حیوان دیگری ابراز می‌کند.

  • Die Katze schnurrte laut, als sie eine Streicheleinheit von ihrem Besitzer bekam.گربه با دریافت نوازشی از صاحبش، با صدای بلند خرخر کرد.
  • Kinder brauchen regelmäßige Streicheleinheiten, um sich geliebt zu fühlen.کودکان برای احساس دوست داشته شدن به نوازش‌های منظم نیاز دارند.
  • Er gab seinem Hund eine kurze Streicheleinheit, bevor er zur Arbeit ging.او قبل از رفتن به سر کار، نوازش کوتاهی به سگش داد.