das Streichkonzert
کنسرت سازهای زهی؛ (مجازی) تعدیل نیرو یا کاهش بودجه
Beispiele
- Das ''Streichkonzert'' von Mendelsohn wurde neu aufgenommen.کنسرت سازهای زهی مندلسون دوباره ضبط شد.
- Im Stadtpark gibt es Sonntag ein ''Streichkonzert'' in der Musikmuschel am Badesee.یکشنبه در پارک شهر یک کنسرت سازهای زهی در آلاچیق موسیقی کنار دریاچه برگزار میشود.
- Noch in diesem Jahr beginnt das ''Streichkonzert'' mit dem Abbau der Stellen in Produktion und Verwaltung.هنوز در همین سال، «کنسرت سازهای زهی» (کاهش نیرو) با حذف پستها در تولید و مدیریت آغاز میشود.