der Streifenpolizist
پلیس گشت، مأمور گشت
Bedeutungen
1
افسر پلیس که وظیفه گشتزنی در مناطق تعیینشده را بر عهده دارد و به صورت پیاده یا با خودرو در خیابانها حضور دارد.
- Ein Streifenpolizist patrouillierte durch die ruhige Straße.یک پلیس گشت در خیابان آرام گشت میزد.
- Der Streifenpolizist half den Touristen, den Weg zu finden.پلیس گشت به توریستها در پیدا کردن مسیر کمک کرد.
- Wir sahen einen Streifenpolizisten am Tatort.ما یک پلیس گشت را در صحنه جرم دیدیم.