der Streifschuss

Aussprache: /ˈʃtraɪ̯fˌʃʊs/
Worttrennung: Streif·schuss
اسم

تیراندازی سطحی، گلوله برخورد سطحی

Bedeutungen

1

اصابت گلوله یا پرتابه به صورت سطحی یا با زاویه کم به هدف، بدون نفوذ عمیق.

  • Der Soldat erlitt nur einen Streifschuss am Arm.سرباز فقط از ناحیه بازو دچار اصابت سطحی گلوله شد.
  • Der Ball traf die Latte und war nur ein Streifschuss.توپ به تیرک خورد و فقط یک برخورد سطحی بود.
  • Ein Streifschuss kann gefährlich sein, auch wenn er nicht tief eindringt.اصابت سطحی گلوله می‌تواند خطرناک باشد، حتی اگر عمیقاً نفوذ نکند.