das Streitross
اسب جنگی، اسب نبرد
Bedeutungen
1
اسبی که به طور خاص برای جنگ و نبرد آموزش دیده و پرورش یافته است.
- Das Streitross des Ritters war stark und schnell.اسب جنگی شوالیه قوی و سریع بود.
- Im Museum wurde ein altes Streitross ausgestellt.یک اسب جنگی قدیمی در موزه به نمایش گذاشته شده بود.
- Nur ein gut trainiertes Streitross konnte den Reiter sicher durch das Schlachtfeld tragen.تنها یک اسب جنگی خوب آموزش دیده میتوانست سوارکار را با اطمینان در میدان نبرد حمل کند.