اسم
طناب، ریسمان؛ آدم حیلهگر/مکار
جملات نمونه برای Strick:
Das Boot war mit einem ''Strick'' an einen Baum gebunden.
قایق با طنابی به درختی بسته شده بود.
„Hallows nahm mir den ''Strick'' ab, und ich eilte zu Isabella.“
هالوز طناب را از من گرفت و من با عجله به سمت ایزابلا رفتم.