der Strukturierungsversuch

Aussprache: /ʃtʁuktuˈʁiːʁʊŋsfɛɐ̯ˌzuːx/
Worttrennung: Struk·tu·rie·rungs·ver·such
اسم

تلاش برای ساختاربندی، تلاش برای سازماندهی

Bedeutungen

1

اقدام یا تلاشی که برای ایجاد نظم، ساختار یا سازماندهی در چیزی صورت می‌گیرد.

  • Der Strukturierungsversuch der Daten war erfolgreich.تلاش برای ساختاربندی داده‌ها موفقیت‌آمیز بود.
  • Ihr erster Strukturierungsversuch des Projekts war noch unvollständig.اولین تلاش او برای سازماندهی پروژه هنوز ناقص بود.
  • Wir brauchen einen neuen Strukturierungsversuch, um das Chaos zu beseitigen.ما برای رفع این آشفتگی به یک تلاش جدید برای سازماندهی نیاز داریم.