der Strukturierungsversuch
تلاش برای ساختاربندی، تلاش برای سازماندهی
Bedeutungen
1
اقدام یا تلاشی که برای ایجاد نظم، ساختار یا سازماندهی در چیزی صورت میگیرد.
- Der Strukturierungsversuch der Daten war erfolgreich.تلاش برای ساختاربندی دادهها موفقیتآمیز بود.
- Ihr erster Strukturierungsversuch des Projekts war noch unvollständig.اولین تلاش او برای سازماندهی پروژه هنوز ناقص بود.
- Wir brauchen einen neuen Strukturierungsversuch, um das Chaos zu beseitigen.ما برای رفع این آشفتگی به یک تلاش جدید برای سازماندهی نیاز داریم.