das Strukturwort

Aussprache: /ˈʃtʁʊktuːɐ̯vɔʁt/
Worttrennung: Struk·tur·wort
اسم

واژه ساختاری، کلمه دستوری (در زبان‌شناسی)

Bedeutungen

1

در زبان‌شناسی، کلمه‌ای که عمدتاً نقش دستوری یا ساختاری در جمله دارد و بار معنایی کمی حمل می‌کند (مانند حروف اضافه، حروف ربط، ضمایر).

  • Präpositionen sind typische Strukturwörter.حروف اضافه، واژگان ساختاری معمولی هستند.
  • Die Analyse konzentrierte sich auf die Funktion von Strukturwörtern im Satzbau.تحلیل بر روی نقش واژگان ساختاری در ساختار جمله متمرکز بود.
  • Manche Sprachen haben mehr Strukturwörter als andere.برخی زبان‌ها واژگان ساختاری بیشتری نسبت به زبان‌های دیگر دارند.