das Strukturwort
واژه ساختاری، کلمه دستوری (در زبانشناسی)
Bedeutungen
1
در زبانشناسی، کلمهای که عمدتاً نقش دستوری یا ساختاری در جمله دارد و بار معنایی کمی حمل میکند (مانند حروف اضافه، حروف ربط، ضمایر).
- Präpositionen sind typische Strukturwörter.حروف اضافه، واژگان ساختاری معمولی هستند.
- Die Analyse konzentrierte sich auf die Funktion von Strukturwörtern im Satzbau.تحلیل بر روی نقش واژگان ساختاری در ساختار جمله متمرکز بود.
- Manche Sprachen haben mehr Strukturwörter als andere.برخی زبانها واژگان ساختاری بیشتری نسبت به زبانهای دیگر دارند.