der Stummelzahn

Aussprache: /ˈʃtʊməltsaːn/
Worttrennung: Stum·mel·zahn
اسم

دندان کنده، دندان پوسیده (دندانی که فقط یک تکه از آن باقی مانده است)

Bedeutungen

1

دندانی که به دلیل پوسیدگی یا شکستگی، بخش زیادی از آن از بین رفته و تنها قسمتی از آن باقی مانده است.

  • Nach dem Unfall hatte er nur noch einen kleinen Stummelzahn im Unterkiefer.پس از تصادف، او فقط یک دندان کنده کوچک در فک پایینش باقی مانده بود.
  • Der Zahnarzt musste den stark zerstörten Stummelzahn ziehen.دندانپزشک مجبور شد دندان پوسیده کاملاً تخریب شده را بکشد.
  • Manche Menschen haben im Alter nur noch Stummelzähne.برخی افراد در سن بالا فقط دندان‌های کنده دارند.