اسم
۱. جوینده، یابنده (نادر) ۲. منظرهیاب (در دوربین)، چشمی (در تلسکوپ)
جملات نمونه برای Sucher:
Der Rufer in der Wüste traf den ''Sucher'' in der Wüste.
فریادزن در بیابان، جوینده را در بیابان ملاقات کرد.
Hast du Leni nun endlich im ''Sucher''?
آیا بالاخره لنی را در منظرهیاب داری؟
„Mein Blick im ''Sucher'' traf sich mit ihrem frechen Lächeln voller Schalk.“
«نگاهم در منظرهیاب با لبخند گستاخانه و شیطنتآمیز او تلاقی کرد.»