der Suizidversuch
تلاش برای خودکشی، اقدام به خودکشی
Beispiele
- Der ''Suizidversuch'' misslang und er überlebte schwerverletzt.تلاش برای خودکشی ناموفق بود و او با جراحات شدید زنده ماند.
- Mit seinem ''Suizidversuch'' hatte Schumann einem schon früher empfundenen Drang nachgegeben.با اقدام به خودکشیاش، شومان به تمایلی که از قبل احساس میکرد، تسلیم شده بود.