der Sumpfschlamm
گلولای باتلاق، لجن باتلاق
Bedeutungen
1
گل و لای نرم و چسبندهای که در کف باتلاقها یا مناطق مرطوب و راکد یافت میشود.
- Die Stiefel steckten tief im nassen Sumpfschlamm fest.چکمهها عمیقاً در گلولای مرطوب باتلاق گیر کرده بودند.
- Der Geruch von Sumpfschlamm war in der feuchten Luft deutlich wahrnehmbar.بوی گلولای باتلاق در هوای مرطوب به وضوح قابل استشمام بود.
- Tiere, die im Sumpfschlamm leben, sind oft gut an diese Umgebung angepasst.حیواناتی که در گلولای باتلاق زندگی میکنند، اغلب به خوبی با این محیط سازگار شدهاند.