اسم
سوپ، آش، مایع رقیق و نامطبوع
جملات نمونه برای Suppe:
Vor dem Hauptgang servierte uns der Kellner eine schmackhafte ''Suppe.''
پیش از غذای اصلی، گارسون یک سوپ خوشمزه برای ما سرو کرد.
„Ihr tropfte etwas ''Suppe'' vom Kinn, sie wischte sie mit dem Handrücken ab.“
«کمی سوپ از چانهاش چکید، او آن را با پشت دست پاک کرد.»