اسم
منتقد نظام، مخالف نظام
جملات نمونه برای Systemkritiker:
„Penibel ausgearbeitete Pläne für Internierungslager und Listen mit Namen der zur Internierung vorgesehenen ''Systemkritiker'' lagen tatsächlich längst vor.“
«برنامههای دقیقاً تدوینشده برای اردوگاههای بازداشت و فهرست اسامی منتقدان نظام که قرار بود بازداشت شوند، در واقع از مدتها قبل موجود بود.»