der Tanz

Aussprache: /tants/
Worttrennung: Tanz
اسم

رقص

Bedeutungen

1

حرکات موزون بدن که معمولاً با موسیقی همراه است و می‌تواند جنبه هنری، تفریحی، آیینی یا اجتماعی داشته باشد.

  • Der Tanz auf der Hochzeit war sehr fröhlich.رقص در عروسی بسیار شاد بود.
  • Sie hat einen wunderschönen Tanz einstudiert.او یک رقص زیبا را تمرین کرده است.
  • Der Tanz der Bienen gibt Auskunft über die Lage der Futterquellen.رقص زنبورها اطلاعاتی در مورد محل منابع غذایی می‌دهد.
2

به صورت مجازی و استعاری، به معنای حرکات سریع، ناگهانی یا نامنظم چیزی.

  • Der Tanz der Flammen im Kamin war faszinierend.رقص شعله‌ها در شومینه مسحورکننده بود.
  • Der Tanz der Blätter im Wind erzeugte ein beruhigendes Geräusch.رقص برگ‌ها در باد صدایی آرامش‌بخش ایجاد می‌کرد.
  • Der Tanz der Sterne am Nachthimmel inspirierte den Dichter.رقص ستارگان در آسمان شب شاعر را الهام بخشید.