die Täterin

Aussprache: /ˈtɛːtəʁɪn/
Worttrennung: Tä·te·rin
اسم

مجرم زن، بزهکار زن، عامل زن

Bedeutungen

1

زن یا دختری که جرمی را مرتکب شده یا عملی را انجام داده است؛ عامل یا مجرم مؤنث.

  • Die Polizei sucht nach der Täterin des Diebstahls.پلیس به دنبال زن مجرم این سرقت است.
  • Als Täterin wurde sie zu einer Geldstrafe verurteilt.او به عنوان مجرم زن به پرداخت جریمه نقدی محکوم شد.
  • Die Zeugin beschrieb die Täterin detailliert.شاهد، زن مجرم را با جزئیات توصیف کرد.