die Täterin
مجرم زن، بزهکار زن، عامل زن
Bedeutungen
1
زن یا دختری که جرمی را مرتکب شده یا عملی را انجام داده است؛ عامل یا مجرم مؤنث.
- Die Polizei sucht nach der Täterin des Diebstahls.پلیس به دنبال زن مجرم این سرقت است.
- Als Täterin wurde sie zu einer Geldstrafe verurteilt.او به عنوان مجرم زن به پرداخت جریمه نقدی محکوم شد.
- Die Zeugin beschrieb die Täterin detailliert.شاهد، زن مجرم را با جزئیات توصیف کرد.