das Täterland
سرزمین گناهکاران، سرزمین جنایتکاران
Bedeutungen
1
اصطلاحی که گاهی برای اشاره به کشوری استفاده میشود که جنایتکاران یا مجرمان از آنجا میآیند یا در آنجا پناه میگیرند.
- Die internationale Gemeinschaft verurteilte das Vorgehen gegen das Täterland.جامعه بینالمللی اقدام علیه سرزمین جنایتکاران را محکوم کرد.
- Es ist schwierig, die Kriminellen zu fassen, wenn sie in ihr Täterland zurückkehren.دستگیری جنایتکاران دشوار است وقتی آنها به سرزمین خود بازمیگردند.
- Die diplomatischen Beziehungen wurden wegen des Vorfalls im Täterland abgebrochen.روابط دیپلماتیک به دلیل حادثه در سرزمین گناهکاران قطع شد.