die Tätigkeit
فعالیت، شغل، کار، حرفه
Bedeutungen
1
انجام دادن کاری؛ عملی که فرد یا گروهی انجام میدهد.
- Körperliche Tätigkeit ist wichtig für die Gesundheit.فعالیت بدنی برای سلامتی مهم است.
- Seine Haupttätigkeit ist die Forschung in diesem Bereich.فعالیت اصلی او تحقیق در این زمینه است.
- Die Kinder waren mit verschiedenen Tätigkeiten beschäftigt.بچهها مشغول فعالیتهای مختلفی بودند.
2
شغل، حرفه یا کاری که فرد به طور منظم برای کسب درآمد انجام میدهد.
- Er übt eine freiberufliche Tätigkeit aus.او شغلی آزاد دارد.
- Die Tätigkeit als Lehrer erfordert viel Geduld.شغل معلمی به صبر زیادی نیاز دارد.
- Sie sucht eine neue Tätigkeit im Marketing.او به دنبال شغل جدیدی در بازاریابی است.
3
فعالیت یا عملی که در یک زمینه خاص (علمی، هنری، اجتماعی و غیره) انجام میشود.
- Die wissenschaftliche Tätigkeit des Instituts ist international anerkannt.فعالیت علمی این موسسه در سطح بینالمللی شناخته شده است.
- Seine ehrenamtliche Tätigkeit hat vielen Menschen geholfen.فعالیت داوطلبانه او به بسیاری از مردم کمک کرده است.
- Die künstlerische Tätigkeit von Picasso ist weltberühmt.فعالیت هنری پیکاسو شهرت جهانی دارد.