der Tölpel
۱. مرغ بوقلمون دریایی (پرنده) ۲. آدم دستوپا چلفتی و احمق
Beispiele
- Der ''Tölpel'' ist ein Meeresvogel, der schwimmen kann.مرغ بوقلمون دریایی پرندهای است که میتواند شنا کند.
- Ein ungeschickter Mensch kann manchmal ein richtiger ''Tölpel'' sein.یک آدم دستوپا چلفتی گاهی میتواند یک «احمق» واقعی باشد.
- Sich trauen und abserviert zu werden ist erträglicher, als wie ein ''Tölpel'' darüber nachzugrübeln, was passieren könnte.جرئت کردن و دست رد خوردن، قابل تحملتر از این است که مثل یک «آدم احمق» مدام به این فکر کنی که چه اتفاقی ممکن است بیفتد.