die Türhüterin

Aussprache: /ˈtyːrhyːtərɪn/
Worttrennung: Tür·hü·te·rin
اسم

دروازه‌بان زن، نگهبان زن

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه محافظت از دروازه در ورزش‌هایی مانند فوتبال یا هندبال را بر عهده دارد.

  • Die junge Türhüterin parierte den Elfmeter in letzter Sekunde.دروازه‌بان جوان در آخرین ثانیه ضربه پنالتی را دفع کرد.
  • Als erfahrene Türhüterin gab sie ihrer Mannschaft Sicherheit.او به عنوان یک دروازه‌بان باتجربه، به تیمش اطمینان می‌داد.
  • Die deutsche Nationalmannschaft hat eine starke Türhüterin.تیم ملی آلمان یک دروازه‌بان زن قوی دارد.
2

زنی که وظیفه نگهبانی و کنترل ورود و خروج افراد در یک مکان یا ساختمان را بر عهده دارد (معمولاً در ورودی).

  • Die Türhüterin kontrollierte die Ausweise am Eingang des Clubs.نگهبان زن هویت افراد را در ورودی کلاب چک می‌کرد.
  • Sie arbeitete als Türhüterin bei einer Veranstaltung mit vielen Gästen.او به عنوان نگهبان در رویدادی با مهمانان زیاد کار می‌کرد.
  • Die höfliche Türhüterin wies den Besuchern den Weg.نگهبان مؤدب، راه را به بازدیدکنندگان نشان داد.