die Türhüterin
دروازهبان زن، نگهبان زن
Bedeutungen
1
زنی که وظیفه محافظت از دروازه در ورزشهایی مانند فوتبال یا هندبال را بر عهده دارد.
- Die junge Türhüterin parierte den Elfmeter in letzter Sekunde.دروازهبان جوان در آخرین ثانیه ضربه پنالتی را دفع کرد.
- Als erfahrene Türhüterin gab sie ihrer Mannschaft Sicherheit.او به عنوان یک دروازهبان باتجربه، به تیمش اطمینان میداد.
- Die deutsche Nationalmannschaft hat eine starke Türhüterin.تیم ملی آلمان یک دروازهبان زن قوی دارد.
2
زنی که وظیفه نگهبانی و کنترل ورود و خروج افراد در یک مکان یا ساختمان را بر عهده دارد (معمولاً در ورودی).
- Die Türhüterin kontrollierte die Ausweise am Eingang des Clubs.نگهبان زن هویت افراد را در ورودی کلاب چک میکرد.
- Sie arbeitete als Türhüterin bei einer Veranstaltung mit vielen Gästen.او به عنوان نگهبان در رویدادی با مهمانان زیاد کار میکرد.
- Die höfliche Türhüterin wies den Besuchern den Weg.نگهبان مؤدب، راه را به بازدیدکنندگان نشان داد.