der Türkiston

Aussprache: /ˈtʏrkɪsˌtoːn/
Worttrennung: Tür·ki·s·ton
اسم

رنگ فیروزه‌ای؛ طیف رنگ فیروزه‌ای

Bedeutungen

1

یک درجه یا سایه خاص از رنگ فیروزه‌ای (Türkis).

  • Das Meer leuchtete in einem wunderschönen Türkiston.دریا با درجه‌ای زیبا از رنگ فیروزه‌ای می‌درخشید.
  • Sie trug einen Schal in einem leuchtenden Türkiston.او شال‌گردنی با درجه درخشان رنگ فیروزه‌ای پوشیده بود.
  • Der Designer verwendete einen hellen Türkiston für die Sommerkollektion.طراح از درجه روشنی از رنگ فیروزه‌ای برای مجموعه تابستانی استفاده کرد.