die TV-Köchin
آشپز زن تلویزیونی
Bedeutungen
1
زن آشپزی که در برنامههای تلویزیونی آشپزی شرکت میکند و به آموزش آشپزی میپردازد.
- Die beliebte TV-Köchin präsentierte ein einfaches Rezept für ein schnelles Abendessen.آشپز زن محبوب تلویزیونی یک دستور پخت ساده برای شام سریع را ارائه داد.
- Als Kind wollte ich auch eine berühmte TV-Köchin werden.من هم در کودکی میخواستم یک آشپز زن مشهور تلویزیونی شوم.
- Die TV-Köchin gab Tipps zur Zubereitung von vegetarischen Gerichten.آشپز زن تلویزیونی نکاتی را در مورد تهیه غذاهای گیاهی ارائه داد.