die TV-Köchin

Aussprache: /teːˈfaʊ̯ˌkœçɪn/
Worttrennung: TV···Kö·chin
اسم

آشپز زن تلویزیونی

Bedeutungen

1

زن آشپزی که در برنامه‌های تلویزیونی آشپزی شرکت می‌کند و به آموزش آشپزی می‌پردازد.

  • Die beliebte TV-Köchin präsentierte ein einfaches Rezept für ein schnelles Abendessen.آشپز زن محبوب تلویزیونی یک دستور پخت ساده برای شام سریع را ارائه داد.
  • Als Kind wollte ich auch eine berühmte TV-Köchin werden.من هم در کودکی می‌خواستم یک آشپز زن مشهور تلویزیونی شوم.
  • Die TV-Köchin gab Tipps zur Zubereitung von vegetarischen Gerichten.آشپز زن تلویزیونی نکاتی را در مورد تهیه غذاهای گیاهی ارائه داد.