die Tabellenführerin

Aussprache: /taˈbɛlənˌfyːʁəʁɪn/
Worttrennung: Ta·bel·len·füh·re·rin
اسم

زن صدرنشین جدول

Bedeutungen

1

زنی که در یک جدول رده‌بندی (مانند جدول ورزشی یا مسابقات) در جایگاه اول قرار دارد.

  • Nach diesem Sieg ist unsere Mannschaft die neue Tabellenführerin.پس از این پیروزی، تیم ما صدرنشین جدید جدول شد.
  • Die junge Tennisspielerin ist die aktuelle Tabellenführerin in ihrer Altersklasse.این تنیس‌باز جوان، صدرنشین فعلی جدول رده‌بندی در رده سنی خود است.
  • Als Tabellenführerin muss das Team nun den Druck aushalten.به عنوان صدرنشین جدول، تیم اکنون باید فشار را تحمل کند.