اسم
تخته سیاه، تخته، قالب (مثل شکلات)
جملات نمونه برای Tafel:
Ich habe von meiner Oma eine ''Tafel'' Schokolade bekommen.
من از مادربزرگم یک قالب شکلات هدیه گرفتم.
Ich wische die ''Tafel.''
من تخته را پاک میکنم.
Als ich in der fünften Klasse war, schalt mich die Deutschlehrerin, weil ich die ''Tafel'' mit Wasser bespritzt hatte.
وقتی کلاس پنجم بودم، معلم آلمانی مرا سرزنش کرد چون تخته را با آب پاشیده بودم.