die Tagtäglichkeit
روزمرگی، عادی بودن، پیش پا افتادگی
Bedeutungen
1
ویژگی یا حالت روزمره بودن، عادی و تکراری بودن اتفاقات و امور زندگی که منجر به پیش پا افتادگی میشود.
- Er sehnte sich nach Abwechslung von der Tagtäglichkeit seines Bürojobs.او آرزوی تنوع از روزمرگی شغل اداری خود را داشت.
- Die Tagtäglichkeit des Lebens kann manchmal erdrückend wirken.روزمرگی زندگی گاهی میتواند خفقانآور به نظر برسد.
- Manche Menschen finden Trost in der Tagtäglichkeit, andere leiden darunter.برخی افراد در روزمرگی آرامش مییابند، در حالی که دیگران از آن رنج میبرند.