das Taktgefühl

Aussprache: /ˈtaktɡəˌfyːl/
Worttrennung: Takt·ge·fühl
اسم

درایت، ملاحظه، حس تشخیص موقعیت

Bedeutungen

1

توانایی درک موقعیت‌های اجتماعی و رفتار مناسب و محتاطانه برای جلوگیری از ناراحتی یا رنجش دیگران؛ درایت و ملاحظه‌کاری.

  • Er hat leider kein Taktgefühl und sagt oft das Falsche.متأسفانه او درایت ندارد و اغلب حرف اشتباهی می‌زند.
  • Mit viel Taktgefühl konnte sie die unangenehme Situation entschärfen.او با درایت زیاد توانست موقعیت ناخوشایند را آرام کند.
  • Gutes Taktgefühl ist im Umgang mit Menschen wichtig.حس تشخیص موقعیت خوب در برخورد با مردم مهم است.