اسم
پمپ بنزین، ایستگاه سوختگیری
جملات نمونه برای Tankstation:
„Clerfayt hielt den Wagen an einer ''Tankstation'', vor der der Schnee weggeschaufelt war, und hupte.“
کلرفایت ماشین را در یک ایستگاه سوختگیری که برف آن پارو شده بود، متوقف کرد و بوق زد.