اسم
توقف برای سوختگیری، ایستگاه سوخت
جملات نمونه برای Tankstopp:
Auf der Reise von Brüssel nach Wien machte der Bus mehrere ''Tankstopps,'' die die Fahrgäste nutzten, um sich die Beine zu vertreten.
در سفر از بروکسل به وین، اتوبوس چندین بار برای سوختگیری توقف کرد که مسافران از آن برای کش و قوس دادن به پاهایشان استفاده کردند.
Wir fuhren ohne einen ''Tankstopp'' von Itzehoe bis Breisach.
ما بدون هیچ توقفی برای سوختگیری از ایتسهو تا برایزاخ رانندگی کردیم.