das Tarnwort

Aussprache: /ˈtaʁnˌvɔʁt/
Worttrennung: Tarn·wort
اسم

واژه پوششی، کلمه استتاری، حسن تعبیر

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که برای پنهان کردن معنای واقعی یا ناخوشایند آن به کار می‌رود؛ اغلب در زبان سیاسی یا دیپلماتیک برای نرم کردن یا مبهم کردن یک مفهوم استفاده می‌شود.

  • Sonderbehandlung' war ein Tarnwort für die Ermordung von Juden.رفتار ویژه' واژه‌ای پوششی برای قتل عام یهودیان بود.
  • Der Politiker benutzte ein Tarnwort, um die Kritik abzuwehren.سیاستمدار از یک کلمه استتاری برای دفع انتقادات استفاده کرد.
  • Manchmal sind 'Synergieeffekte' nur ein Tarnwort für Entlassungen.گاهی اوقات 'اثرات هم‌افزایی' فقط حسن تعبیری برای اخراج‌ها هستند.