die Tassenwand

Aussprache: /ˈtasn̩ˌvant/
Worttrennung: Tas·sen·wand
اسم

دیواره فنجان، بدنه فنجان

Bedeutungen

1

بخش عمودی و کناری یک فنجان که مایعات را در خود نگه می‌دارد.

  • Die Tassenwand war noch warm vom heißen Tee.دیواره فنجان هنوز از چای داغ گرم بود.
  • Vorsicht, die Tassenwand kann sehr heiß werden.مراقب باشید، بدنه فنجان می‌تواند خیلی داغ شود.
  • Auf der Tassenwand war ein kleines Muster aufgemalt.یک طرح کوچک روی دیواره فنجان نقاشی شده بود.