der Tastenlöwe

Aussprache: /ˈtastn̩ˌløːvə/
Worttrennung: Tas·ten·lö·we
اسم

پیانیست چیره‌دست، نوازنده ماهر پیانو

Bedeutungen

1

اصطلاحی برای توصیف نوازنده پیانوی بسیار ماهر و چیره‌دست که با مهارت و شور و شوق می‌نوازد.

  • Er ist ein wahrer Tastenlöwe am Klavier.او یک نوازنده پیانوی واقعاً چیره‌دست است.
  • Das Publikum war begeistert von dem Tastenlöwen, der ein schwieriges Stück spielte.تماشاگران از نوازنده ماهر پیانو که قطعه دشواری را می‌نواخت، شگفت‌زده شدند.
  • Mit nur 15 Jahren zeigte sie sich als ein erstaunlicher Tastenlöwe.او در سن تنها ۱۵ سالگی، خود را به عنوان یک پیانیست شگفت‌انگیز نشان داد.