der Tastenmann
نوازنده کیبورد
Bedeutungen
1
شخصی که سازهای کلیددار مانند پیانو، ارگ یا کیبورد را مینوازد، به ویژه در یک گروه موسیقی یا به عنوان نوازنده حرفهای.
- Der Tastenmann sorgte für die richtigen Akkorde im Hintergrund.نوازنده کیبورد آکوردهای مناسب را در پسزمینه اجرا میکرد.
- Er ist ein talentierter Tastenmann, der verschiedene Stile beherrscht.او یک نوازنده کیبورد با استعداد است که سبکهای مختلفی را اجرا میکند.
- Die Band sucht noch einen erfahrenen Tastenmann.گروه هنوز به دنبال یک نوازنده کیبورد باتجربه است.