der Tatbestand
واقعیت، حقیقت امر، مورد
Bedeutungen
1
مجموعه واقعیتها و شرایط عینی که یک رویداد، وضعیت یا جرم را تشکیل میدهند؛ حقیقت ماجرا.
- Die Polizei ermittelt den genauen Tatbestand.پلیس در حال بررسی حقیقت دقیق ماجرا است.
- Der Tatbestand des Diebstahls war eindeutig.واقعیت امر سرقت واضح بود.
- Wir müssen alle Aspekte des Tatbestands berücksichtigen.ما باید تمام جنبههای واقعیت را در نظر بگیریم.
2
در حقوق، به مجموعه شرایط و عناصری گفته میشود که برای تحقق یک جرم یا تخلف لازم است.
- Der Richter prüfte, ob der Tatbestand erfüllt war.قاضی بررسی کرد که آیا عناصر جرم محقق شده بود یا خیر.
- Der Tatbestand der Körperverletzung wurde nachgewiesen.عناصر جرم ایراد صدمه بدنی اثبات شد.
- Ohne den vollen Tatbestand kann keine Anklage erhoben werden.بدون مجموعه کامل عناصر جرم، نمیتوان کیفرخواست صادر کرد.