die Tatortnähe
نزدیکی صحنه جرم
Bedeutungen
1
موقعیت یا مکانی که به صحنه جرم نزدیک است، اغلب در تحقیقات پلیس مورد توجه قرار میگیرد.
- Die Polizei hat den Verdächtigen in der Tatortnähe festgenommen.پلیس مظنون را در نزدیکی صحنه جرم دستگیر کرد.
- Die Tatortnähe erschwerte die Spurensicherung für die Ermittler.نزدیکی به صحنه جرم، جمعآوری سرنخ را برای بازرسان دشوار کرد.
- Zeugen wurden in der Tatortnähe befragt.از شاهدان در نزدیکی صحنه جرم بازجویی شد.