die Tatortnähe

Aussprache: /ˈtaːtˌɔʁtˌnɛːə/
Worttrennung: Ta·t·ort·nä·he
اسم

نزدیکی صحنه جرم

Bedeutungen

1

موقعیت یا مکانی که به صحنه جرم نزدیک است، اغلب در تحقیقات پلیس مورد توجه قرار می‌گیرد.

  • Die Polizei hat den Verdächtigen in der Tatortnähe festgenommen.پلیس مظنون را در نزدیکی صحنه جرم دستگیر کرد.
  • Die Tatortnähe erschwerte die Spurensicherung für die Ermittler.نزدیکی به صحنه جرم، جمع‌آوری سرنخ را برای بازرسان دشوار کرد.
  • Zeugen wurden in der Tatortnähe befragt.از شاهدان در نزدیکی صحنه جرم بازجویی شد.